در رابطه با غيبت صغري دو نظريه وجود دارد:
نظريه اول اينکه:
غيبت صغري از زمان ولادت حضرت مهدي (ع) بوده؛زيرا ولادت حضرت در اختفا و پنهاني بوده است..ولي اين نظريه مورد مناقشه واقع شده؛زيرا بحث در مورد غيبت آن حضرت است و آن حضرت در آن هنگام به مقام امامت نرسيده بود.خصوصا آن که در آن هنگام جماعت زيادي از شيعيان حضرت را در پنج سال قبل از شهادت امام عسکري مشاهده کردند..
نظريه دوم اينکه:
غيبت حضرت از زمان شهادت پدرش امام عسکري(ع) بوده است..و به طور دقيق ميتوان گفت که بعد از نماز خواندن بر جنازه پدرش بوده است.
يا صاحب الزمان
روشن شد از اين عيد جهان تاريک يا رب بنما ظهور مهدي نزديک
در گلشن زهرا گل نرگس بشکفت شد نيمه ي شعبان به محمد تبريک
تولد با سعادت دوازدهمين اختر تابناک امامت و ولايت
حضرت صاحب الزمان((امام مهدي(ع)))را به تمام
دوستان وشيعيان آن حضرت تيريک ميگوييم...
((اللهم عجل لوليک الفرج)) روزی 3 مرتبه
بسم الله الرحمن الرحیم
فرا رسیدن ولادت
امام سجاد زین العابدین علیه السلام
بر تمامی شیعیان و سجده کنندگان خالص تبریک و تهنیت باد
یا محمد (ص) یا علی (ع) یا فاطمه سلام الله علیها
تولد فرزندتان مبارک باد
یا امام حسن (ع) یا اباالفضل العباس (ع)
ولادت برادرتان گرامی باد
یا آقا امام حسین علیه السلام
ولادت فرزند بزرگوارت / زینت سجده کنندکان را خدمت شما
و تمامی عرشیان و فرشیان
تبریک عرض میکنم
خدا امشــــب ولیّش را ولی داد |
جمالی منجلی نـــــوری جلی داد |
حسین بن علی چشم تو روشن |
که امشب بر تو ذات حق علی داد |
شب وجـــد امـام عالـمین است |
که میلاد علی ابن الحسین است |
خـــدا مشتاق یارب یارب اوست |
سحر دلداده ذکــــــر شب اوست |
عبادت بوســــه گیرد از جبینش |
خدا فـــــــــرموده زینالعابـدینش |

چهل حدیث از امام سحاد زین العابدین علیه السلام
1 - قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین،
زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ
فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ
فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ
ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی
طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی
یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)
سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهی میباشد و از سختیها و شداید محشر در امان است.
اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش میخواهد (آنچه برای خود میپسندد را به آنان عطا كند).
دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او
سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد
2 - قال علیه السلام: ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُكأ عَلی خَطیئَتِهِ .(2)
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:
نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان،
مشغول شدنش به خویشتن با كارهایی كه برای آخرت و دنیایش مفید باشد.
و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.
3 - قال علیه السلام:أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ كُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(3)
چهار خصلت است كه در هركس باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ملاقات میكند كه از او راضی و خوشنود است:
1 - تقوای الهی با كارهایی كه برای مردم به به دوش میكشد.
2 - راست گوئی و صداقت با مردم .
3 - حیا و پاكدامنی نسبت به تمام زشتیهای در پیشگاه خدا و مردم.
4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با خانوادهی خود.
4 - قال علیه السلام: یَا ابْنَ آدَم، إ نَّكَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارا.(4)
ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود مادامی كه از درون خود پند دهندهای داشته باشی و محاسبه(نفس) از كارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحهات گردد.
5 - قال علیه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِكَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلالِ.(5)
حقّی كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهای حرام - چه كم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در چیزهای حلال میانهروی كنی.
6 - قال علیه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(6)
كسی كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهای نیك، سرعت مینماید و شهوات را زیر پا میگذارد و هركس از آتش جهنم هراسناك باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه میكند و از گناهان و چیزهای حرام روی برمیگرداند.
7 - قال علیه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7)
دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و كاهش وقار خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(كه گریبانگیر شخص شده) و (اما) كم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است (كه شخص به آن آراسته است).
8 - قال علیه السلام:اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.(8)
تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی) از سوی خویش است.
9 - قال علیه السلام: سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء.(9)
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.
10 - قال علیه السلام: مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.(10)
هركس برای (رضا و خوشنودی) خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند میگرداند.

11 - قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(11)
با فضیلتترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شكم و عورت است (از چیزهای حرام و شبهه ناك).
12 - قال علیه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ، وَ هَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.(12)
هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعدههای الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، و نیز هاتفی از پشت سر ندایش در دهد كه بهشت گوارایت باد كه از آلودگیها پاك شدی . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند رحمت فرایش خواهد گرفت.
13 - قال علیه السلام:إ نْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(13)
چنانچه شخصی از سویی تو را بدگویی كند، و سپس برگردد و از سوی دیگر پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش.
14 - قال علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمی مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(14)
تعجّب دارم از كسی كه به خاطر ضررهای غذا نسبت به ( تشخیص خوب و بد ) خوراكش اهتمام میورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتی و زیانش اهمیّت نمیدهد.
لطفا به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
میلادبا سعادت حضرت اباالفضل العباس بر عرشیان و فرشیان تبریک و تهنیت باد
یا محمد (ص) یا علی (ع) یا فاطمه سلام الله علیها یا ام البنین
تولد فرزندتان مبارک
یا فاطمه زهرا سلام الله علیها به راستی که مهرت بر عباس همانند مهر بر پسرانت بود
یا حسین (ع) یا حسن (ع) یا زینب سلام الله یا ام گلثوم سلام الله علیها علیها تولد برادرتان گرامی باد

توسل به باب الحوائج عباس بن علی علیهماالسلام به چند طریق مختلف انجام می شود:
طریق اول:
توسل جوینده ابتدا باید چهار شب چهارشنبهای را برگزیند كه دو شب چهارشنبه آن در نیمه دوم ماه قمری واقع شده باشد و دو شب چهارشنبه دیگر( یعنی چهارشنبه سوم و چهارم) در نیمه اول ماه بعدی قرار داشته باشد كه به چهارده روزه اول ماه بعدی میرسد. عدد چهار برای این است كه نام مبارك حضرت عباس(ع) دارای چهار حرف است (ع ب ا س).
سپس در هر شب چهارشنبه به تعداد یك صد و سی و سه بار سوره مباركه " قدر" را با اخلاص قرائت كند، به طوری كه كلمه آخرین این آیه مباركه، كه به ( مطلع الفجر) ختم میشود، درست در آخرین لحظه پایان نیمه شب و آغاز بامداد ادا شود.
برای این منظور میتواند آخرین باری كه سوره مباركه (قدر) را می خواند، كلمه مطلع الفجر را نخواند تا لحظه پایان نیمه شب و آغاز بامداد برسد.
شب چهارشنبه چهارم در حدود شب چهارده ماه قمری است كه با نام مبارك قمر بنی هاشم قرابت دارد. ظهور ارتباط تحت هر نام كه باشد به اذن خداوند دانا و مقام حضرت مولی اباالفضل العباس(ع) در این شب انجام خواهد گرفت.
طریق دوم:
گویند فرد حاجتمند در میان نماز مغرب و عشاء دو ركعت نماز حاجت به جای آورد در همان شب این ختم را شروع کند كه منسوب به جناب ابی الفضل العباس(ع) است و تا چهل و یك شب به انجام رساند و بدون تغییر وقت ادامه دهد، ولی خواندن را در شب آخر گرو نگه دارد تا وقتی كه حاجت روا شود و بعد، آن را نیز بخواند و ختم چنین است: ( یا من یجیب المضطرّ إذا دعاه و یكشف السوء یا ربّ یا ربّ یا ربّ یا عبّاس بن علی بن ابی طالب الامان الامان الامان، ادركنی ادركنی ادركنی.)
ذكر هر یك از كلمات ( الامان) و ( ادركنی) را تكرار كند نا نفس قطع شود، ان شاءالله تعالی به مقصود میرسد.
طریق سوم:
دیگر از طریق توسل به آن حضرت، زیارت آن حضرت است كه بنا به مضمون روایات عدیده وسیله تقرب به خداوند و آمرزش گناهان و انجام مطالب و روا شدن حاجات اهل ایمان است؛ چنانچه به روایت منقول از مصباح الزائرین ابن طاووس وارد شده است و از جمله اعمال زیارت شریفه این است كه دو ركعت نماز زیارت به جا آورد و بعد از آن زیارت نامه حضرت ابوالفضل العباس(ع) را كه در مفاتیح الجنان است بخواند.
طریق چهارم:
از جمله ختمهای مجرب برای حوائج بزرگ و ادای دین آن است كه: شب جمعه غسل نماید – شب های بعد، غسل كردن ضرورتی ندارد- پس در شب اول كه همان شب جمعه است و شب های دیگر هر شب هزار مرتبه بگوید:
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
شب شنبه: اللهم صل علی امیرالمؤمنین.
شب یكشنبه: اللهم صلّ علی فاطمة.
شب دوشنبه: اللهم صلّ علی الحسن.
شب سه شنبه: اللهم صلّ علی الحسین.
شب چهارشنبه: اللهم صل علی علی بن الحسین.
شب پنجشنبه: اللهم صل علی محمد بن علی.
شب جمعه دوم: اللهم صلّ علی جعفر بن محمد.
شب شنبه: اللهم صلّ علی موسی بن جعفر.
شب یكشنبه: اللهم صلّ علی علی بن موسی.
شب دوشنبه: اللهم صلّ علی محمد بن علی.
شب سه شنبه: اللهم صلّ علی علی بن محمد.
شب چهارشنبه: اللهم صلّ علی الحسن بن علی.
شب پنجشنبه: اللهم صلّ علی الحجة بن الحسن.
شب جمعه سوم: اللهم صلّ علی العباس الشهید.
به این ترتیب دو هفته طول میكشد.
طریق پنجم:
كیفیت توسل به ذیل عنایت حضرت قمر بنیهاشم (ع): شب چهارشنبه دو ركعت نماز بخواند و بعد از نماز 133 بار بگوید:
یا كاشف الكرب عن وجه الحسین علیه السلام
اكشف كربی بحق اخیك الحسین علیه السلام
و هفت شب چهارشنبه صد مرتبه بگوید:
ای ماه بنیهاشم خورشید لقا عباس | |
ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس | |
از محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم | |
دست من بی كس گیر از بهر خدا عباس |
لطفا به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
میلادبا سعادت حضرت اباالفضل العباس بر عرشیان و فرشیان تبریک و تهنیت باد
یا محمد (ص) یا علی (ع) یا فاطمه سلام الله علیها یا ام البنین
تولد فرزندتان مبارک
یا فاطمه زهرا سلام الله علیها به راستی که مهرت بر عباس همانند مهر بر پسرانت بود
یا حسین (ع) یا حسن (ع) یا زینب سلام الله یا ام گلثوم سلام الله علیها علیها تولد برادرتان گرامی باد
کراماتی از حضرت ابوالفضل(ع)
حضرت اباالفضل (ع) فرمود: بگو یا صاحب الزمان!
جناب حجة الاسلام آقای مكارمی فرمودند:
نقل شده است در یكی از شهرهای شیراز شخصی همراه عمویش برای ماهیگیری به كنار ساحل میرود و در آنجا یكدفعه غرق میشود. عموی وی، نگران از مرگ برادرزاده ، ناگهان میبیند كه وی روی آب آمد! باری، شخص غرق شده كنار ساحل میآید و عمویش از او میپرسد: چگونه نجات یافتی؟ میگوید: در حال غرق شدن ، به یاد روضهها افتادم، پس از آن عرض كردم: یا اباالفضل!
دیدم حضرت اباالفضل العباس علیه السلام تشریف آوردند و در گوشم فرمودند: بگو یا صاحب الزمان! من هم متوسل به حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف ) شدم و عرض كردم یا صاحب الزمان! آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف آوردند و مرا نجات داده كنار ساحل آوردند.
? در قبر گفت: السلام علیك یا اباالفضل العباس (ع)
جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالله مبلغی آبادانی نقل كردند:
در سال 1355 شمسی، یكی از وعاظ شهر یزد، به نام شیخ ذاكری، به بندرعباس میآید و از آنجا جهت تبلیغ به دهكده سیاهو، در اطراف این شهر، عازم میگردد و در روز 9 محرم الحرام در اثر سكته قلبی درمیگذرد. جنازه آن مرحوم را به بندرعباس منتقل میكنند و در جوار یكی از امامزادهها به خاك میسپارند.
اینكه بقیه ماجرا را از زبان حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای مبلغی بشنوید:
ایشان میگوید:
من موقع تلقین خواندن، قسمت دست راست مرحوم ذاكری را تكان میدادم كه ناگاه چشم خود را باز كرد و با صدای بلند، به گونهای كه همه شنیدند گفت: السلام علیك یا اباالفضل العباس علیه السلام! و سپس بست.
همزمان با این حادثه شگفت، بوی عطر خوشی به مشام من و حضار رسید كه بر اثر آن افراد حاضر شروع به صلوات بر پیامبر و خاندان معصوم وی سلام الله علیهم اجمعین نمودند. این بود مشاهدات این جانب كه خود در حال تلقین میت ، ناظر آن بودم.
? صد دینار حواله حضرت اباالفضل العباس (ع)
ثقة الاسلام جناب آقای حاج شیخ علی رضا گل محمدی ابهری زنجانی، شب 27 جمادی الثانیه سال 1416 هـ. ق. در حرم مطهر كریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام نقل كرد:
یكی از اهالی كربلا، عربی را میبیند كه در حرم حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام كنار ضریح مطهر ایستاده و با حضرت سخن میگوید.
آقا جان، صد دینار از شما پول میخواهم؛ میدهی كه بده و اگر نمیدهی میروم به حرم حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام شكایت شما را به آن حضرت میكنم.
سپس سرش را به طرف ضریح مطهر برده و میگوید: فهمیدم، فهمیدم! و از حرم بیرون میرود. عرب مزبور به بازار رفته و به یكی از مغازه داران میگوید: آقا فرموده است صد دینار به من بده. او میگوید: نشانی شما از آقا چیست؟ میگوید: به این نشان، كه پسر شما مریض شده و شما صد دینار نذر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام كردی؛ بده! و او هم صد دینار را میدهد.
ناقل میگوید: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردی و نتیجه گرفتی. گفت: به حضرت گفتم اگر پول ندهی، می روم شكایت شما را به برادرت امام حسین علیه السلام میكنم. اینجا بود كه دیدم حضرت، داخل ضریح ظاهر شد و در حالیكه روی صندلی نشسته بود، حوالهای به من داد. من هم رفتم و از بازار گرفتم.
? كفی از آب برداشت...
شب سیام رمضان المبارك سال 1418 هـ ق در مسجد جواد الائمه علیه السلام در سادات محله(بابل) جناب آقای دكتر حاج سیدعلی طبری پور اظهار داشتند:
شخصی رفت كنار نهری وضو بگیرد؛ كفی از آب برداشت و نزدیك لبهایش آورد كه بخورد، به یاد سقای دشت كربلا، حضرت قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام افتاد و آب نخورد. آب را روی آب ریخت و همزمان، اشك زیادی هم در عزای آن حضرت از چشم جاری ساخت. همان شب، زن مریضش در خواب میبیند كه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آمد و وی را شفا داد. به این طریق كه، پایش را به پشت كمر خانم گذاشت. خانم پرسید: مگر شما دست نداری؟ فرمود: من دست ندارم . گفت: تو كی هستی؟ فرمود: شوهرت به چه كسی متوسل شده است؟ حالا شناختی كه شوهرت به چه كسی متوسل شده است؟!
? رشته سبز را از بازویت باز نكن
جناب حجة الاسلام ، خطیب فرزانه، آقای حاج سیدحسین معتمدی كاشانی گفتند:
نعمت الله واشهری قمصری از فرزندش محسن نقل كرد كه:
اواخر خدمت سربازی، مرا به ایستگاه قطار تهران آورده بودند. حضور من در ایستگاه راه آهن مصادف با زمانی بود كه اسرای عراقی و زخمیها را با قطار میآوردند. در آنجا یك اسیر عراقی را از قطار خارج كردند كه رشته سبزی بر بازویش بسته بود. با او مصاحبه كردند و ضمن مصاحبه از او پرسیدند: شما رشته سبزی به بازویت بستهای ، آیا سیدی؟ گفت: نه، و توضیح داد:
چند روز قبل از آنكه ما را به جبهه ببرند تا به دستور صدام علیه ایرانیها جنگ بكنیم، مادرم مرا به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام برد و یك رشته سبز رنگ را از یكی از خدام حرم گرفته، یك سر آن را به بازوی من بست و سر دیگرش را به ضریح مطهر حضرت ابوالفضل العباس قمر بنی هاشم علیه السلام گره زد و شروع كرد به گریستن. در حین گریه حضرت را قسم داد و گفت: این بچهام را میخواهند به جبهه ببرند، من از زخمی شدن و اسیر شدن او حرفی ندارم، اما نمیخواهم كشته شود یا ابوالفضل، شما یك نظری بفرمایید، هر چه به سر بچه من بیاید مسئلهای نیست، ولی كشته نشود و دوباره به سوی من برگردد. سپس به من گفت رشته را از بازویت باز نكن كه من از حضرت عباس علیه السلام خواستهام تا محفوظ مانده و به من برگردی.
وقتی كه به جبهه آمدیم، با چند نفر در یك مكان به ایرانیها حمله كردیم. ایرانیها ما را محاصره كردند. وضع بسیار سختی داشتیم و از چهار طرف تیر به طرف ما میآمد. چند نفر از رفقای من در اثر تیر خوردن كشته شدند، ولی من كه دستها را روی سرگذاشته و برای تسلیم آماده شده بودم، به لطف خداوند متعال و نظر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و دعای مادرم از كشته شدن نجات پیدا كردم.
? بابا مرا بر زمین بگذار
جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای سیداحمد قاضوی در تاریخ 26 صفر الخیر 1417 ق نقل كردند كه مرحوم آیة الله حاج شیخ محمد ابراهیم نجفی بروجردی میفرمودند:
زمانی كه در عراق بودیم، یك روز در صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام با عدهای از رفقا نشسته بودیم، كه ناگهان دیدیم عربی وارد صحن مطهر شد. وی پسر بچهای 6 - 7 ساله را بر روی دست حمل میكرد كه به نظر میرسید جان خود را از دست داده و مرده است. پدر بچه اشاره به ضریح مطهر حضرت كرده و گفت: ای عباس بن علی علیهما السلام، اگر شفای پسرم را از خداوند نگیری شكایت شما را به پدرت علی علیه السلام میكنم.
با دیدن این صحنه، به ذهن ما رسید كه به او بگوییم اگر درخواستی هم داری باید با حضرت مؤدبانه صحبت كنی و این گونه عتاب و خطاب با این بزرگوار درست نیست. هنوز در این فكر بودیم كه دیدیم بچه چشمانش را باز كرد و به پدر گفت: بابا مرا بر زمین بگذار!
همه ما از مشاهده این صحنه بسیار منقلب شدیم و به چشم خود دیدیم كه بچه شفا یافته است.
? یكی از كبوترهای حرم اباالفضل علیه السلام
ششم ذی الحجة الحرام سال 1417 ق مطابق با 25 فروردین 1376 ش در مدرسه آیة الله العظمی آقای حاج سید محمدرضا موسوی گلپایگانی(ره) با جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سیدرسول مجیدی، مروج و حامی مكتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ملاقاتی دست داد. فرمودند:
جناب آقای حاج آقا رضا كرمانی صاحب فروشگاه گز عالی در اصفهان برای من نقل كرد كه، من بچهای 10 - 12 ساله بودم. دیدم كودكی یكی از كبوترهای صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام را گرفت. دم كبوتر كنده شده و كبوتر فرار كرد. كودك هم دم كبوتر را كه در دستش مانده بود، رها كرد؛ دم كبوتر پشت سرش به هوا رفت تا به دم اصلی چسبید. این هم یكی از كرامات آقا قمر بنی هاشم علیه السلام.
? بابا مگر اربابت باب الحوائج نیست؟!
سلالة السادات جناب آقای سیدعلی صفوی كاشانی، مداح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از جناب آقای هارونی نقل كرد كه گفتند:
یكی از عزیزان سقای هیئتی كه در ایام محرم (عاشورا) دور میزد و آب به دست بچهها میداد، نقل میكند خدا یك پسر به من داد كه یازده سال فلج بود. یكی از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتی میخواستم از خانه بیرون بیایم، مشك آب روی دوشم بود؛ یكدفعه دیدم پسرم صدا زد: بابا كجا میروی؟ گفتم: عزیزم، امشب شب تاسوعاست و من در هیئت سمت سقایی دارم؛ باید بروم آب به دست هیئتیها بدهم. گفت: بابا، در این مدت عمری كه از خدا گرفتم، یك بار مرا با خودت به هیئت نبردهای. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نیست؟ مرا با خودت امشب بین هیئتیها ببر و شفای مرا از خدا بخواه و شفای مرا از اربابت بگیرد.
میگوید: خیلی پریشان شدم. مشك آب را روی یك دوشم، و عزیز فلجم را هم روی دوش دیگرم گذاشتم و از خانه بیرون آمدم. زمانی كه هیئت میخواست حركت كند، جلوی هیئت ایستادم و گفتم هیئتها بایستید! امشب پسرم جملهای را به من گفته كه دلم را سوزانده است. اگر امشب اربابم بچهام را شفا داد كه داد، والا فردا میآیم وسط هیئتها این مشك آب را پاره میكنم و سمت سقایی حضرت ابالفضل العباس علیه السلام را كنار میگذارم این را گفتم و هیئت حركت كرد.
نیمههای شب بود. هیئت عزاداریشان تمام شد، دیدم خبری نشد. پریشان و منقلب بودم، گفتم: خدایا، این چه حرفی بود كه من زدم؟ شاید خودشان دوست دارند بچهام را به این حال ببینم، شاید مصلحت خدا بر این است. با خود گفتم: دیگر حرفی است كه زدهام، اگر عملی نشد فردا مشك را پاره میكنم. آمدم منزل وارد حجره شدیم و نشستیم. هم من گریه میكردم و هم پسرم.
میگوید: گریه بسیار كردم، یكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس است دیگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضای خدا باشد من هم راضیم!
من از حجره بلند شده، بیرون آمدم و رفتم اتاق بغلی نشستم. ولی مگر آرام داشتم؟! مستمرا گریه میكردم تا اینكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنیدم كه پسرم مرا صدا میزند و میگوید: بابا، بیا اربابت كمكم كرد. بابا، بیا اربابت مرا شفا داد. بابا.
آمدم در را باز كردم، دیدم پسرم با پای خودش آمده است. گفتم : عزیزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتی تو از اتاق بیرون رفتی، داشتم گریه میكردم كه یك دفعه اتاق روشن شد دیدم یك نفر كنار من ایستاده به من میگوید بلند شو! گفتم : نمیتوانم برخیزم. گفت: یك بار بگو یا اباالفضل و بلند شو! بابا، یك بار گفتم یا اباالفضل و بلند شدم،. بابا. بابا، ببین اربابت ناامیدم نكرد و شفایم داد! ناقل داستان میگوید: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بیرون آمدم، در حالیكه با صدای بلند میگفتم : ای هیئتیها بیایید ببینید عباس علیه السلام بیوفا نیست، بچهام را شفا داد!
بسم الله الرحمن الرحیم
ولادت با شکوه سومین اختر تابناک ولایت و امامت
حضرت امام حسین علیه السلام
و پیشاپیش فرا رسیدن
ولادت مرد با وفا حضرت اباالفضل العباس علیه السلام
و ولادت با شکوه امام سجاد زین العابدین
بر تمامی شیعیان , عرشیان , فرشیان مبارک باد
50 حدیث از امام حسین (ع)
حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد(تحف العقول ، ص 251)
حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود(محجه البیصاء ج 4،ص 228)
حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)
حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:
إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)
حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)
حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)
حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)
حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)
حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.(الدره الباهره ، ص24)
حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.(بحار الانوار،ج 4،ص 19)
حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)
حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:
من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .(بحارالانوار،ج78،ص120)
حدیث (13) امام حسین علیه السلام فرمودند:
من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.(بحارالانوار،ج78،ص126)
حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:
من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند(بحار الانوار،ج75،ص128)
لطفا به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحیم
مبعث پیامبر اکرم خاتم الانبیا
حضرت محمد صلی الله علیه و آله
بر تمامی مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد
یا حضرت فاطمه سلام الله علیها
یا امام علی علیه السلام
به مبعث رسیدن پدر بزرگوارتان/برادر بزرگوارتان را به شما تبریک عرض میکنیم
25 حدیث از حضرت محمد (ص)
1- دروغ فسق ودروغگو فاسق است.
2- دروغگو ایمان ندارد.
3- دروغ ازقماربدتراست.
4- دروغگو دشمن خداست.
5- روب دروغگو سیاه است.
6- دروغ ازشراب بدتراست.
7- دروغگو بوی دهانش متعفن است.
8- خدای تعالی دروغگو را لعنت می کند.
9- بوی گند دهان دروغگو به عرش می رسد.
10- دروغ مخرب ایمان است.
11- دروغ مانع چشیدن طعم ایمان است.
12- دروغگو تخم کینه درسینه ها می کارد.
13- دروغگو مروتش ازهمه خلق کمتراست.
14- به جهت یک دروغ،هفتاد هزارفرشته دروغگورا لعنت می کنند.
15- دروغ علامت نفاق است.
16- دروغ بدترین ریاهاست.
17- دروغ فراموشی می آورد.
18- دروغ دریست ازدرهای نفاق.
19- دروغگو به عذابی مخصوص درقبرگرفتارخواهد شد.
20- دروغ،محروم کند دروغگو را ازنمازشب وروز.
21- دروغ سبب خذلان الهی است.
22- دروغ سبب گرفتن صورت انسانی ازدروغگو است.
23- دروغ،بزرگترین خباثت است.
24- دروغگو،بزرگترین گناهکاران است.
25- دروغ صاحبش را هلاک کند.
منبع : http://www.iran-forum.ir/thread-5755.html
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت هفتمین اختر تابناک ولایت وامامت
امام موسی بن جعفر ایها الکاظم علیه السلام
بر تمامی شعیان تسلیت باد
یا امام رضا علیه السلام شهادت پدر بزرگوارتان تسلیت باد
یا علی علیه السلام / یا فاطمه سلام الله علیها
شهادت فرزندتان تسلیت باد
احادیثی از امام موسی کاظم علیه السلام
عن الامام الکاظم علیه السلام: « ... انما شیعة علیّ من صدق قوله فعله »
امام کاظم علیه السلام فرمود: « همانا شیعه علی کسی است که قول او فعلش را تصدیق نماید»
کافی / ج 8 / ص 228 / ح 290
به نقل از کتاب دفاع از تشیع و پاسخ به شبهات/ علی اصغر رضوانی / انتشارات جمکران
//////////
همسایه خوب كسی نیست كه فقط همسایهاش را نیازارد بلكه كسی است
كه آزار همسایهاش را تحمّل كند.
• با برادرت بهیكباره بزرگی و هیبت خود را كنار مگذار و اندكی از هیبت خود را
نگهدار، چرا كه از بین رفتن همه مهابتت، حیا را نابود خواهد كرد.
• عاقل دروغ نمی گوید، اگر چه برخلاف میلش باشد.
• خداوند فرد بخشندهی خوش اخلاق را حمایت میكند.
• از شوخی بپرهیز كه نور ایمانت را میبرد و مردانگیات سبك مینماید.
• از ملالت و كسالت بپرهیز كه تو را از آخرت محروم میسازد.
منابع: تحف العقول، اصول كافی.
بسم الله الرحمن الرحیم
وفات حضرت زینب سلام الله علیها
بر علی (ع) و فاطمه (س)
و 14 معصوم (ع)
و تمامی شیعیان آن حضرت تسلیت باد
یا امام زمان (عج) وفات خواهرت تسلیت باد
نام نهادن زینب علیه السلام
چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری سلام الله علیها روشن شد
که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله
در سفر بودند.
فاطمه زهرا علیها السلام به امیر مؤمنان علی علیه السلام
عرض کردند: چون پدرم در مسافرت
هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی علیه السلام فرمودند: من بر
پدرت پیشی نمی گیرم. صبر میکنیم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله
از سفر باز گردند.
پس از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله از ایشان خواستند تا
نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه
اولاد من هستند، ولی امر آنها با خدا است و من منتظر
دستور الهی
میمانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند میفرماید: نام این دختر
را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشتهایم.
القاب زینب علیها السلام
حضرت زینب سلام الله علیها را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و
عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در
خاندانِ خود، ارجمند باشد.
دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است. به زن بسیار راستگو، صدیقه
گویند، و چون
فاطمه زهرا را صدیقه کبری میخواندند و
علی علیه السلام را صدیق اکبر،
زینب را صدیقه صغری نامیدهاند.
لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه1 پاک
دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و
بزرگوار القاب دیگری نیز داشتهاند که از آن جمله است
: «ولیّةُ الله» و «اَمینةُ الله».
کمالات حضرت زینب سلام الله علیها
زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند
خدیجه کبری سلام الله علیها بود و
در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا سلام الله علیها
میمانست. در
فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی علیه السلام
بود و در حلم و بردباری، همسان امام مجتبی علیه السلام
و در شجاعت و قوت قلب، بسان حضرت سید الشهدا.
تربیت حضرت زینب
زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت
تربیت یافت. از لبان آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت،
پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت.
یگانه پرستی زینب علیها السلام
حضرت زینب سلام الله علیها در دوران طفولیت در دامان پدر می نشست
و حضرت علی علیه السلام
با لطف و مهربانی، به او سخن گفتن میآموخت. روزی امام
به دختر عزیزش فرمود: بگو «یک». گفت: یک. فرمود: بگو «دو» زینب
ساکت ماند. فرمود: نور دیده من! بگو دو. ناگهان زینب زبان گشود و عرض
کرد: پدر جان! زبانی که به گفتنِ یک باز شد، چگونه می تواند «دو»
بگوید؟! امام که میدانست مراد فرزندش
اذعان به توحید و یگانگی خدا
است، او را به سینه چسباند و بوسید.
زین اب
بعضی معتقدند: زینب، نام درختی زیبا و
خوشبو است، و برخی گفتهاند:
زینب در اصل، مرکب از دو کلمه «زین» و«اب» است و زینب را از آن رو
زینب گویند، که زینت و افتخار پدر است و بدین سان، آن بزرگوار را «زین
ابیها» نامند؛ هم چون مادرش که«ام ابیها» است.
بندگی خدا
شهامت، شجاعت و قوت قلب زینب، از ارتباط و اتکای او به خدا
سرچشمه میگیرد. سخنان کوبندهاش در کاخ یزید، نهی از منکر در آن
فضای مسموم، حمایت و پاسداری از حیا و عفت در همه مراحل سفر،
و عمل به وظیفه در همه جا، جلوههایی از بندگی
حضرت زینب سلام الله علیها است.
دوستی حضرت زینب (س) و امام حسین علیهما السلام
علاقه و محبت امام حسین علیه السلام و حضرت زینب علیه السلام به
یکدیگر در تمام
مراحل زندگیشان جلوه گر است: در طفولیت، زینب جز در آغوش حسین
آرام نمیگرفت و همواره به او چشم میدوخت. گویند: موقع ازدواج،
زینب کبری با شویش، عبد اللّه شرط کرد که همه روزه به او اجازه دهد تا
حسین علیه السلام را زیارت کند و کمتر روزی بود که زینب حسین را
نبیند.
هم سفر حسین امام علیه السلام
بعضی از سیره نویسان گفتهاند: در هنگام ازدواجِ حضرت زینب کبری،
حضرت علی علیه السلام
با عبد اللّه شرط کرد که هر گاه حسین به سفر رفت، زینب هم
اجازه داشته باشد با او مسافرت کند. عبد اللّه شرط را پذیرفت و به
پیمان خود همواره پایبند بود.
دانش زینب علیها السلام
حضرت زینب سلام الله علیها
از نظر دانش در آن مرتبه بود که بسیاری از زنان مدینه
نزد ایشان میآمدند و از درس تفسیر او بهره میبردند. البته دانش
او برگرفته از مدرسه و مکتب نبود، بلکه ـ چنان که
امام سجاد علیه السلام
در مسجد کوفه بعد از ایراد خطبه معروف حضرت زینب سلام الله علیها
فرمودند ـ
او دانشمندی الهی است و خداوند چشمههای زلال معرفت را بر قلب
مبارکش جاری ساخته است.
عبادت زینب کبری علیها السلام
زینب علیها السلام در خشوع و خضوع و عبادت و بندگی مانند پدر و مادر
بزرگوارش بود: شبها را به تهجد صبح میکرد و مدام قرآن تلاوت میفرمود.
آن بانوی بزرگ اسلام در میدان دشوار کربلا و از آن جا تا شام، در
مشکلترین حالات، نماز شب و عبادتِ خدا را ترک نگفت.
فصاحت و بلاغت
ابن عباس، پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله درباره زینب کبری چنین
گوید: «عقیله ما زینب، دختر علی علیه السلام در فصاحت و بلاغت و
شجاعت ادبی، بی نظیر بود. هنگامی که سخن میگفت، میپنداشتی
علی علیه السلام سخن میگوید.» گواه این مطلب سخنرانی او در
مجلس یزید است. این سخنان در حدّ اعلای فصاحت و در اوج شیوایی و
رسایی قرار دارد.
بصیرت در امور سیاسی
محمد غالب شافعی از علمای اهل سنت می گوید:
حضرت زینب علیها السلام دختر علی بن ابیطالب
در بهترین مکتب اخلاقی پرورش یافت و از
سرچشمه آیات الهی سیراب گشت؛ در حلم و کرم و بصیرت در امور
سیاسی بین خاندان بنی هاشم مشهور شد و جمال و جلال، سیرت و
صورت و اخلاق و فضیلت را به هم آمیخت. او شبها در عبادت بود و روزها در
روزه.
صبر و شکیبایی
مرحوم سپهر، سیره نویس معروف میگوید: در مراتب فضل
زینب کبری علیها السلام
سخن بسیار است، به فصاحت و بلاغت او، همگان معترفند؛
هر گاه لب به سخن میگشود، گویی علی بن ابیطالب سخن میگفت.
عفت و عصمت، و درآیت و دانش آن بانوی بزرگ فراتر از آن است که به قلم
در آید و در وصف بگنجد. در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر
میساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوهها و آسمان و
زمین قرار گیرد، آنها را متلاشی میکند. به راستی از آغاز آفرینش انسان
تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است
بسم الله الرحمن الرحیم
ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه
حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام
و فرا رسیدن روز پدر را خدمت شما و تمامی شیعیان تبریک و تهنیت عرض میکنم
چند حدیث زیبا از امام علی (ع)